شِکوه
فایدهی گلایه چیست؟ نارضایتی کجا پیشبرنده است؟ شِکوه میتواند غُرولُند باشد و نِقونوق، یا مطالبه باشد و اعتراض. اولی منفعلانه است و محصول بیصبری، دومی فعالانه است و حاصل بیـداری. شکایت از تقدیر اگر سلبی باشد و زاییدهی شکست و ناکامی در بهترین حالت درد دل است و در بدترین حالت زهر هلاهل. اما اگر ایجابی باشد و تغییری ممکن و مطلوب را مدنظر داشته باشد به فرض هم که سالب آرامش و آسایش باشد رواست. بستگی دارد در اندرونمان چه میگذرد؛ پابستهی احساسیم یا دلبستهی اندیشه. تفکر هرچهقدر هم به تعبیر زرد رایج «منفی» باشد چون مقصدی را دنبال میکند که رفتن دارد ارزیدنی است. بهعکس، هیجاناتِ بیمقصود سودی ندارند جز درجا زدن و نومیدیِ بیهوده که زمین تا آسمان متفاوت است با آنچه تحت عنوان آیندهی بهتر در دل داریم و در سر میپروریم. نیـــازی نیست «مثـبت» بیندیشـــیم، کافی است در مســـیر باشیم و نه در حاشـــیه.