فهـــم
تفکری که حد یقف داشته باشد برای فهم، یعنی بگوید از اینجا به بعد دیگر نفهم و فقط بپذیر، ولو به زور دگنک، کوچکترین نسبتی با اندیشه و اقتضای اصلیاش که پرسش است ندارد. میتواند مکتب و مسلک باشد ولی تفکر نیست. کافی است مفاهیمی چون هدایت و سعـادت و عبادت را در مقابل آزادی و برابری و عدالت یا هر ایدهی حقجویانهی دیگر بگذاریم تا ببینیم کجا با سؤال طرفیم و کجا با جوابِ پرسشناپذیر. فرق است میان هدایتی که دعوت به تأمل است با سعادتی که راهش را نه عقـل و شعور، که اطاعت از تکالیف شرعیِ مورد اختلاف مشـخص میکند.
+
|